ایده‌های ساده، مهربانی‌های کوچک، شادی‌های بزرگ

به اشتراک گذاشتن



۰ دقیقه

شهروند خبرنگار

این گزارش، روایت مهربانی‌های کوچک آدم‌ها در قبال یک‌دیگر است؛ کارهای اندکی که در ایام مقابله با یک ویروس کشنده، دل‌های زیادی را گرم کرده است؛ ایده‌های ساده‌ای که شادی‌های بزرگ رقم زده‌اند و قابل تکثیر هستند.

***

یک رب، یک کیلو برنج، یک عدد روغن، یک بسته ماکارونی و یک مرغ، محتویات هر بسته هستند که حدود ۷۰ هزار تومان برایشان آب خورده است. پول‌هایشان را روی هم گذاشته‌ و ۲۰ بسته تهیه کرده‌اند. «یاسر» خریدها را انجام داده و ضد عفونی کرده و «علیرضا» بسته‌ها را به یکی از مناطق فقیرنشین تهران برده و پخش کرده است. هر  دو کارمند یک شرکت تبلیغاتی و گرافیکی هستند که از بعد از شیوع کرونا، دور کاری می‌کنند و حقوق‌شان هم کم شده است: «اوضاع کار به هم ریخته است. مدیرمان برای این که مجبور نشود ما را اخراج کند، ساعت‌های کار و حقوق‌ها را کم کرد.»

با این حال، از وقتی کمتر پول می‌گیرند و برای جور کردن خرج و مخارج زندگی باید بیشتر از قبل دو دو تا چهار تا کنند، انگار بیشتر یاد کسانی هستند که وضعیت بدتری دارند. یاسر می‌گوید: «من همیشه از این که به کسانی که شرایط سخت‌تری از من دارند فکر کنم، بدم ‌می‌آمد. مادرم هر وقت گلایه می‌کردم، می‌گفت به پایین دستت هم نگاه کن. مدام مخالفت می‌کردم و می‌گفتم چرا نباید بالا دستی را نگاه کنم؟ اما انگار خانه‌نشینی و تعطیلی جهان، خُلق و خویم را تغییر داده است و این روزها هر وقت به سختی می‌خورم، به آن‌هایی که وضعیت سخت‌تری دارند، بیشتر فکر می‌کنم.»

علیرضا می‌گوید: «کمک ما واقعا ناچیز و در حد بضاعت خودمان بود اما حال‌مان را خوب کرد.»

ایده تهیه مواد غذایی برای خانواده‌های نیازمند را یک شاطر نانوایی در سر آن‌ها انداخته است. نام او «بایرام» است و در نانوایی سنگکی کار می‌کند. علیرضا که یک روز گذرش به نانوایی آن‌ها افتاده، از دیدن تخته وایت‌بردی که روی آن نوشته شده بوده «نان مهربانی» و مگنت‌های رنگی روی آن، هیجان زده شده است. 
بایرام می‌گوید: «راستش محله ما فقیرنشین است و خیلی‌ها واقعا برای تهیه نان هم مشکل مالی دارند. صاحب نانوایی روزهای اول گفت هرکس نان خواست و پول نداشت، این روزها نان بدهید، اشکالی ندارد. اما تعداد مراجعان از توان نانوایی ما بیشتر بود.»

همین می‌شود که بایرام یاد خبرهایی که در کانال‌های تلگرامی از «ساندویچ مهربانی» و «دیوار مهربانی» خوانده بود، می‌افتد: «چند سال پیش یادم است که عکس‌های دیوار مهربانی را دیدم. دیدم در شهرهای مختلف یک دیوار را رنگ می‌کنند و از مردم می‌خواهند لباس‌هایی را که استفاده نمی‌کنند، برای دیگران بگذارند. یک شعار هم داشت که نیاز داری بردار، نیاز نداری بگذار! بعد هم همین ایده به چند تا غذافروشی رسید.»

تا صاحب نانوایی به بایرام می‌گوید که روی یک کاغذ بنویسند «نان رایگان موجود نیست!»، بایرام ایده‌اش را می‌گوید و عملی می‌کند: «رفتم سر کوچه و یک تخته وایت‌برد کوچک و چند تا مگنت خریدم و دادم همسایه بغلی که خط خوبی دارد، رویش نوشت نان مهربانی و توضیح دادیم که هرکس تمایل دارد در این روزها به هم محله‌ای و هم‌شهری خود کمک کند، پول هر تعداد نان را که می‌خواهد، بپردازد. این‌جوری شد که روز به روز به تعداد خیرین هم اضافه شد و خیلی‌ها که برای خرید نان می‌آیند، از یک تا پنج نان هم خیرات می‌کنند. من هم روی مگنت‌ها یک برچسب می‌زنم و تعداد نان را می‌نویسم و روی تخته می‌چسبانم.»

بایرام معتقد است در کنار همه سختی‌ها، کرونا مزایایی هم داشته است: «هر چیز کرونا خوب نبود، این که مردم به فکر هم‌دیگر هستند، به نظرم خوب بود. همین که ما تخته وایت‌برد در مغازه زدیم، احمد آقا، همسایه سوپری ما هم یک مقوای بزرگ پشت شیشه زد و نوشت که هرکس توان مالی دارد، بیاید و حساب‌های دفتری نیازمندان محل را تسویه کند. چشم و هم چشمی هم اگر هست، این شکلی باشد.»

زنجیره مهربانی‎‌های کوچک فقط به مسایل مالی ختم نمی‌شود، «سارا» و دوستانش در محله خودشان در مشهد خرید مایحتاج زوج‌های کهن‌سال را برعهده گرفته‌اند تا آن‌ها از خانه بیرون نیایند: «در حقیقت، صبح به صبح با آن‌ها تماس می‌گیریم، هم حال‌شان را می‌پرسیم و هم می‌پرسیم به چه چیزهایی احتیاج دارند. خرید را که انجام دادیم، همه را خودمان ضدعفونی می‌کنیم و با در نظر گرفتن مسایل بهداشتی، برایشان می‌بریم.»

در طول روز هم اگر سالمندان محله به چیزی احتیاج داشته باشند، با آن‌ها تماس می‌گیرند: «مثلا یکی از داروخانه قرص می‌خواهد یا دیگری چیزی را فراموش کرده است، تماس می‌گیرند و هرکدام از ما که بتوانیم، سریع این کار را برایشان انجام می‌دهیم.»

 آن‌ها ایده این نوع کمک‌رسانی را  از ویدیویی که از تماس یک سالمند با پلیس ترکیه در شبکه‌های مجازی پخش شد، گرفته‌اند. سالمند از پلیس ‌خواسته بود برای او مشروب بخرد و پلیس خواسته‌اش را اجابت ‌کرده بود تا او از خانه بیرون نرود.

سارا می‌گوید: «کارمان زیاد و سخت است اما حس کمک به دیگران آن قدر خوب و قشنگ است که به سختی‌ آن می‌ارزد.»

 

مطالب مرتبط:

ائتلاف کشتی‌گیرها و پرویز پرستویی علیه کرونا؛ نهاد خیریه خادم

یک پویش مردمی برای مقابله با کرونا در مریوان؛ از پخش محلول تا گندزدایی اماکن عمومی

زنان یک روستا در گیلان: ماسک و لباس می‌دوزیم، همدلی می‌تواند نجاتمان دهد

مرهم مهربانی روی زخم‌های کودکی که داخل سطل زباله انداخته شد

 



منبع خبر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *