رسانه خبری پیامِ ایرانی

پساکرونا؛ آشتی انسان با محیط زیست یا انتقام از آن | دیدگاه | DW



همه‌گیری ویروس کرونا مدتی‌ست باعث توقف و یا کاهش چشمگیر بسیاری از تولیدات، حمل و نقل و حتی توقف برخی کشمکش‌های سیاسی و جنگ‌ها شده است. شاید در نگاه اول بر این باور باشیم که این نتایج برای محیط زیست به تاراج رفته زمانی برای بازیابی و تجدید قوا و یا حداقل به مثابه استراحتی باشد. حالا بهتر می‌توان محیط زیست را رویت کرد، حتی حتی با چشم غیر مسلح، از جمله با مشاهده آبزیان مختلف در نزدیکی آب‌راه‌های ونیز گرفته یا دیدن پرسه حیوانات در شهرها یا نگریستن به آسمان آبی این روزها.

آمار و ارقام نیز نشان از کاهش چشم‌گیر آلودگی هوا و گازهای گلخانه‌ای در این مدت کوتاه دارد. کاهشی که نشست‌های متعدد سازمان ملل قادر به عملی ساختن آن نبودند. به طور مثال در چین که رتبه اول  تولید گازهای گلخانه‌ای را دارد شاهد کاهش حدود ۲۵ درصدی این گازها در طی حدود دوهفته بوده‌ایم.  آمریکا و اروپا با رتبه دوم و سوم در تولید این گازها نیز به دلیل کاهش مصرف سوخت‌های فسیلی از این قاعده مستثنی نبوده اند.به طوری‌که انتظار می‌رود کشور صنعتی آلمان به هدف خود در کاهش گازهای گلخانه ای در سال ۲۰۲۰ برسد.

سرعت احیای محیط زیست در مقایسه با تخریب آن

بیش از نیمی از جمعیت جهان در قرنطینه و یا شبه قرنطینه به سر می‌برند که این امر  نه تنها به معنی کاهش تردد بلکه کاهش مصرف‌گرایی می‌باشد. سوال مهم و تعیین کننده این است که آیا با توجه به وقایع اخیر نقطه عطفی مثبت برای محیط زیست حاصل شده است؟

در ابتدا باید به این نکته توجه داشت که محیط زیست و منابع آن به سرعت شهرها و جاده‌ها و صنایع طی هفته ها و ماه‌ها قابل بازسازی نیستند. این نکته‌ای است که بیش از پیش نیاز همزیستی مسالمت‌آمیز و محتاطانه ما را با محیط زیست عیان می‌سازد.

بطور مثال احیای آبهای زیرزمین به شرط فراهم بودن شرایط دهه‌ها طول خواهد کشید. جنگل‌ها و اکوسیستم های مربوطه بعد از آتش‌سوزی گاه سده‌ها برای احیا زمان لازم دارند.  طبق آمار سازمان ملل ۶۰ درصد از جمعیت جانوری از سال ۱۹۷۰ از بین رفته است. جانوران و گیاهان منقرض شده مثال‌هایی از غیرقابل احیا بودن بسیاری از منابع محیط زیست می باشند

آشتی یا انتقام

در صورتی که محیط زیست و منابع آن همچنان قربانی منفعت و قدرت‌طلبی انسان باشد حتی دوران ناخوشایندتری نسبت به قبل از پاندمی کرونا قابل تصور است،  زیرا اولا تجربه نشان داده است در زمان مشکلات اقتصادی حفاظت از محیط زیست در اولویت نمی‌باشد. دوما جبران عقب ماندگی اقتصادی با سرعتی بیشتر از پیش دور از انتظار نیست. همانطورکه مدت کوتاهی بعد از رکود اقتصادی جهانی در سال ۲۰۰۸/۹ میزان تولید گازهای گلخانه ای به سرعت ۵ درصد افزایش یافت. به طور کلی بسته به اینکه سیاست‌مداران و قدرت‌های جهانی چگونه و با چه اولویت‌بندی و استراتژی اقتصاد خود را بازیابی نمایند می توان شاهد تخریب بیشتر و یا آرامش بیشتری برای محیط زیست بود.

روی مثبت سکه و درس‌های این دوران

 لازمه تداوم کاهش فشار برروی محیط زیست تغییر رویه از توسعه ناپایدار به پایدار، اولویت دادن به حفاظت از محیط زیست ، جایگزینی سوخت های فسیلی با انرژی‌های تجدید‌پذیر و آموختن از این دوران پاندمیک می‌باشد. عکس‌العمل سریع و وسیع اکثر کشورها در مدیریت و مواجه با پاندمی کرونا می‌تواند الگو و تمرینی خوب برای برخورد و مدیریت مشابه در مواجه با تغییرات اقلیمی باشد که مشکلی بس بزرگتر و پیچیده تر از کرونا بوده، هرچند شاید هنور برای بسیاری قابل احساس و درک نباشد. این دوران باعث تجربه زندگی آگاهانه تر ، قدرشناسی از حضور در طبیعت و نعمت‌های فراوان آن شد. مدیریت فراکشوری، استفاده گسترده و بهینه از اینترنت در زندگی روزمره از جمله دورکاری، آموزش به صورت مجازی و همبستگی و همدلی در این دوره می‌تواند توشه راهی برای آینده باشد که هستی در این برهه از زمان در اختیارمان قرار داده است.





منبع خبر

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

This site is protected by reCAPTCHA and the Google Privacy Policy and Terms of Service apply.