رسانه خبری پیامِ ایرانی

مدرسه نوابیغ/ زنگ انشاء/ قسمت سوم: نگهبان ناموس!



۹ ساعت،۲۵ دقیقه

موضوع انشاء درآینده می‌خواهید چه کاره شوید؟

نویسنده: یک نوباوه غیرتمند

با نام و یاد خدا انشای خود را با موضوع در آینده می‌خواهید چه کاره شوید آغاز می‌نمایم. همه ما در آینده  نیاز به شغلی داریم که بتوانیم تشکیل خانواده بدهیم. با تشکیل خانواده یک شخص «بی ناموس» و یا «کم ناموس» تبدیل به یک مرد «پر ناموس» و خانواده دار می‌شود. من فکر می‌کنم اینکه ما در آینده چه شغلی داشته باشیم زیاد مهم نیست چون هر شغلی داشته باشیم بالاخره می‌توانیم دست یک زنی را بگیریم و با او تشکیل خانواده بدهیم. در جامعه ما کسانی هستند که با زحمت زیاد دکتر، مهندس و یا حتی خلبان شده اند. اما در زندگی زناشویی، غیرت و تعصب لازم را برای نگهداری و هدایت نوامیس خود ندارند. نوامیس این دسته از افراد بدون قید و بند، برای خود به هرکجا که عشقشان کشید می‌روند و یا هرچه دلشان خواست می‌پوشند. ولی از آن سو هم کسانی هستند که چه بسا شغل آبرومندی هم نداشته باشند، اما با غیرت و تعصبی مثال زدنی نوامیس خود را به بهترین شکل کنترل کرده و همیشه با آبرو و سربلند زندگی کرده اند.

بنابراین شغل اصلی هر مرد در درجه اول، نگهبانی و نگهداری از نوامیس خود است. حتی حیوانات نر هم اگر حیوان نر دیگری به ماده و یا ماده هایشان نزدیک شود با آنها وارد جنگ شده و چه بسا در این جنگ جان خود را نیز از دست بدهند. ما انسانها هم از حیوانات کمتر نیستیم و چه بسا با غیرت تر هم می‌باشیم. چرا که اگر کسی به ناموس ما نزدیک شود، ما از شدت غیرت حتی ممکن است ناموس خود را هم بکشیم، تا ننگ بی ناموسی بر دامن مان باقی نماند. حیوانات اما تا این حد نسبت به نوامیس خود با تعصب نیستند. مثلا حیوانات به خواهر، مادر و یا دختر خود تعصب خاصی ندارند. اما ما انسانها همه اینها را ناموس و بخشی از قلمرو خود می‌دانیم و چهارچشمی مراقبیم که به راه خطا نروند.

خداوند بزرگ ما انسانهای نر را به شکلی خلق فرموده که وقتی از سن نوباوگی گذر کرده و به بلوغ رسیدیم، قدرت بدنی مان هم به شکل بی سابقه ای افزایش پیدا می‌کند. این افزایش قدرت بدنی برای این است که بتوانیم اینهمه ناموس که دور و برمان ریخته را کنترل کرده و  بتوانیم در صورت نیاز از گزینه «قدرت بدنی» نیز استفاده نماییم.

من می‌خواهم به لطف خدا در آینده یک نگهبان ناموس بشوم. الان متاسفانه سن من کم است و زورم به خواهر و مادرم نمی‌رسد. اما با این حال به عنوان یک «مرد بالقوه» سعی می‌کنم همیشه تذکرات لازم را به آنها بدهم. البته آنها فعلا از من حساب نمی‌برند و گاه حتی من را مورد تمسخر و تحقیر قرار می‌دهند. یک بار حتی مادرم کتک مفصلی به من زد چرا که به او گفته بودم از این به بعد حق ندارد بدون روسری و مانتو آشغالها را دم در بگذارد. البته من نمی‌خواهم در این انشاء خیلی چیزها را که مربوط به مسائل اندرونی خانه مان است فاش کنم. اما مطمئن باشید که من با تغذیه درست و ان شاء الله به کمک هورمونها به زودی تبدیل به یک مرد قوی جثه خواهم شد. در آن روز خواهیم دید که وقتی از سر غیرت و و خیرخواهی، تذکری به نوامیس خود می‌دهم، آنها چاره ای به جز اطاعت نخواهند داشت. در آن زمان دیگر برای هدایت و کنترل خانواده، همه گزینه ها روی میز خواهد بود.

ما از این انشاء نتیجه می‌گیریم که مهمترین وظیفه و شغل برای هر مردی نگهبانی و حراست از نوامیس خود است. زنها متاسفانه نه عقل و نه غیرت ما مردها را ندارند و خودشان نمی‌فهمند چه چیزی برایشان خوب است و چه چیزی بد است. بفهمند هم اهمیتی نمی‌دهند. در آینده اگر من بتوانم دکتر و یا مهندس بشوم که چه بهتر. اما اگر حتی حمال هم بشوم باز چیزی از ارزشهای من به عنوان یک مرد غیرتمند و ناموس پرست کم نخواهد شد. چرا که شغل اصلی هر مردی هدایت، کنترل و نگهبانی از نوامیس خود می‌باشد.

این بود انشای عبرت آموز من به عنوان یک مرد کوچک!

 



منبع خبر

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

This site is protected by reCAPTCHA and the Google Privacy Policy and Terms of Service apply.