رسانه خبری پیامِ ایرانی

دالای لاما؛ هفت میلیارد جمعیت دنیا ‘نیاز به احساس یکی بودن دارند’


دالای لاماحق نشر عکس
Getty Images

اولین باری که دالای لاما را دیدم لُپم را کشید. برایم بسیار عجیب بود مردی که برای بسیاری از پیروانش به منزله خدای روی زمین است، گونه مرا نیشگون بگیرد. ولی دالای لاما مردی شوخ است که دوست دارد سر به سر مصاحبه‌کنندگانش بگذارد.

البته الان تصور چنین کاری را نمی‌توان کرد، دیدار آخر ما ارتباطی تصویری بود در محیط بی رنگ و بوی یک اپلیکشن.

دالای لاما بسرعت ظاهر می‌شود و جلوی دوربین می‌نشیند و ردای زرشکی رنگش را مرتب می‌کند و با پوزخند می‌گوید: “پنج و نیم. خیلی زوده.” هر دو می خندیم. باز هم دارد سر بسرم می‌گذارد.

وقتی فهمیدم رهبر بوداییان تبتی قبول کرده با من گفتگو کند خیلی خوشحال شدم اما وقتی منشیش گفت این مصاحبه ساعت ۹ به وقت هند خواهد بود کمی وا رفتم. این یعنی چهار و نیم صبح به وقت بریتانیا که یعنی برای این مصاحبه باید ۳.۳۰ صبح سر کار می‌رفتم.

جیمز برانت، تهیه کننده این مصاحبه دست به کار شد و منشی عالی‌جناب قبول کرد که ساعت مصاحبه را به ۱۰ به وقت هند تغییر دهد.

بنابراین ساعت ۵ صبح به ساختمان بی‌بی‌سی در لندن رفتم تا تصویرهای ارسالی از تارامشالا در شمال هند ببینم.

حق نشر عکس
Getty Images

Image caption

منزل دالای لاما در تبعید، در مک لئود گنج در نزدیکی تارامشالا

تضاد نمی‌توانست از این بیشتر باشد. من میان ردیف میزهای خالی، در تاریک و روشنی خاکستری رنگ، نشسته بودم در حالیکه در مقابلم قصری بود در پناه کوهی در هیمالیا و راهبان در رداهای بنفش و زعفرانی کابل‌ها را بسرعت جابجا و دوربین‌ها را در یک اتاق پر زرق و برق تنظیم می‌کردند.

نور شفاف کوهستان از پنجره‌ها به درون می‌تابید. در زمان قرنطینه و محدودیت تردد، جاهای بسیار بدتری از قصری با چشم انداز زیبای قله‌های یخین وجود و دالای لاما هم این را تائید می‌کند.

با یکی از خنده‌های معروفش می‌گوید: ” اینجا آب بسیار گوارا و هوای تازه داریم. من اینجا در آرامشم.”

دالای لاما با کسانی که در این همه‌گیری جهانی سخت نگرانند و رنج می‌کشند، همدردی می‌کند با این حال معتقد است هنوز برای الهام گرفتن و شادمانی دلایل بسیاری هست. دالای لاما با لبخند می‌گوید:

“بسیاری هستند که به سلامت خود فکر نمی‌کنند و کمک‌رسانی می‌کنند. این فوق‌العاده است. در مواجهه با شرایط دردناک است که عمق ارزش انسانی شفقت آشکار می‌شود. معمولا افراد به این ارزش‌های عمیق‌تر انسانی فکر نمی‌کنند اما وقتی می‌بینند خواهران و برادران هم‌نوعشان عذاب می‌کشند، این واکنش خود به خود ایجاد می‌شود”.

از او پرسیدم برای افرادی که مضطرب و نگرانند چه نصیحتی دارد؟ پاسخ داد نکته مهم این است که سعی کنید زیادی نگران نباشید.

حق نشر عکس
Getty Images

Image caption

راهبی که در مک لئود گنج ماسک زده است

دالای لاما می‌گوید: “اگر راهی برای غلبه بر شرایط هست و برایش هم دارید تلاش می‌کنید، لازم نیست نگران باشید. اگر راه حلی نیست، پس نگرانی هم فایده‌ای ندارد، وقتی کاری از دستتان برنمی‌آید، باید بپذیرید، مانند پیری”.

دالای لاما چند هفته دیگر ۸۵ ساله می‌شود. او می‌گوید: “فایده‌ای ندارد فکر کنم پیر شده‌ام. برای سالمند این فایده‌ای ندارد. جوان‌ها توانایی جسمی دارند، ذهنشان تازه است، می‌توانند کمک کنند دنیا جایی بهتری شود ولی زیاد هیجان‌زده هستند”.

او با یک قهقهه دیگر می‌گوید: “سالمندان تجربه بیشتری دارند و می‌توانند به آموزش افراد جوان کمک کنند. ما می‌توانیم به آنها بگوییم آرام باشند”.

او اعتقاد دارد جوانان درخط مقدم مقابله با یکی از مهمترین نگرانی‌های عاجل او قرار دارند: باید به چالش‌های زیست‌محیطی رسیدگی کنیم.

او می‌گوید در طول عمر خودش شاهد تاثیر تغییر اقلیم بوده است و وقتی به جوانیش فکر می‌کند خیلی احساساتی به نظر می‌رسد.

چهاردهمین دالای لاما در سال ۱۹۳۵ در یک روستای دورافتاده در دشت‌های مرتفع تبت به دنیا آمده است. او در سال ۱۹۳۷، “تولکو” شناخته شد، تناسخ (انتقال روح) سیزدهمین دالای لاما.

او می‌گوید: “وقتی در تبت بودم، هیچ شناختی از محیط زیست نداشتم. آن را دست کم می‌گرفتیم. می‌‎توانستیم از هر نهری آب بنوشیم”.

حق نشر عکس
Getty Images

Image caption

گرد سبک برف در کوهپایه‌های هیمالایا بر فراز مک لئود گنج

پس از آمدن به هند بود و کمی بعد سفر به جاهای مختلف دنیا که او فهمید محیط زیست چقدر صدمه خورده است: ” من در سال ۱۹۶۰ به تارامشالا آمدم. آن زمستان برف زیادی آمده بود که بعد کمتر و کمتر شد”.

“ما باید گرم شدن کره زمین را جدی بگیریم.”

دالای لاما از مردم دنیا می‌خواهد در انرژی باد و خورشید بیشتر سرمایه‌گذاری و از وابستگی به سوخت‌های فسیلی کم کنند. او می‌گوید مهم‌ترین نکته این است که بدانیم تنها نیستیم و به جامعه‌ای که جزء آن هستیم، نیاز داریم:

“مهم نیست خانواده‌تان چقدر ثروت دارد، بدون جامعه نمی‌توانید دوام بیاورید. در گذشته تاکید زیادی بر قاره من، ملیت من، مذهب من می‌شد. چنین طرز فکری دیگر کهنه شده است. ما بشدت احتیاج به حس یکی بودن بین هفت میلیارد انسان داریم”.

او می‌گوید این می‌تواند یکی از دستاوردهای مثبت بحران کرونا باشد. در حالی که دنیا بسرعت چشمش به خطر کرونا باز می‌شود، گرم شدن کره زمین خطری است پنهان‌تر که دهه به دهه پیش می‌رود و ممکن است فوریتش دیده نشود. او نگران است برودی بفهمیم دیگر همه چیز از اختیار ما خارج شده است.

این بحران ریشه در یکی دیگر از دغدغه‌های دالای لاما دارد، آموزش. او می‌گوید: “دنیا باید به تحول عواطف توجه بیشتری نشان دهد. این باید جزئی از آموزش باشد نه مذهب. آموزش آرامش ذهن و اینکه چگونه به آن برسیم. این بسیار مهم است”.

حق نشر عکس
Getty Images

به قسمت سخت مصاحبه می‌رسم. می‎خواهم درباره مرگ خود دالای لاما یا به عبارت دقیق‌تر تولد دوباره‌اش سوال کنم. مسئله فقط شخص دالای لاما نیست، پس از درگذشت او هر چه رخ ‌دهد ، برای آینده بودیسم تبتی و جنبش آزادی تبت حیاتی است.

چین در سال ۱۹۵۰ نیروهای خود را به تبت فرستاد تا ادعای مالکیت خود بر آن را تقویت کند. بسیاری از مردم تبت بشدت مخالفند و به آن به چشم اشغال غیرقانونی نگاه می‌کنند. دالای لاما به عنوان رهبر معنوی مردم تبت، نماد این مخالفت بوده است.

او یادآوری می‌کند که قبلا هم گفته ممکن است مرگش خاتمه سنت بزرگ دالای لاماها باشد. دالای لاما به زبان تبتی به معنی “رهبر بزرگ” است.

او به خودش اشاره می‌کند و با خنده می‌گوید: “ممکن است این سنت با مرگ این لامای بزرگ خاتمه پیدا کند”.

او می‌گوید بودایی‌های تبتی هیمالیا و مغولستان درباره آینده تصمیم خواهند گرفت. آنها تعیین می‌کنند آیا روح چهاردهمین دالای لاما در یک تولکوی دیگر حلول کرده است یا خیر.

دالای لامای فعلی پسربچه‌ای را یافته بود که روح پانچن لاما، دومین چهره قدر بودیسم تبتی، در او حلول کرده بود ولی این پسربچه در سال ۱۹۹۵ ربوده شد. معمولا پانچن لاما جستجو برای تناسخ دالای لامای بعدی را هدایت می‌کند.

حق نشر عکس
Getty Images

دالای لاما می‌گوید تصمیم پیروان مسئله او نیست و با خنده می‌گوید: “من که خودم هیچ علاقه‌ای ندارم”.

او امیدوار است وقتی روزهای آخرش فرا می‌رسد، هنوز نامش نیک باشد و بداند به بشریت کمک کرده است.

با لبخندی دیگر می‌گوید: “و بعد تمام”. با این حرف مصاحبه ما هم به انتها رسید.



منبع خبر

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

This site is protected by reCAPTCHA and the Google Privacy Policy and Terms of Service apply.