کرونا در رأس امور است

به اشتراک گذاشتن


Share

امام خمینی رأس امور را میلی و مصلحتی تغییر می‌داد. یک جا مجلس رأس می‌شد، زمانی نماز جمعه. اکنون کرونا در رأس امور است. ولی فقیه هم به قرنطینه رفته است، بقیه مقدس‌های زنده و مرده نیز. وقتی برگردند دنیا عوض شده است؟

قریب دویست و ده هزار نفر روحانی در سطح کشور به فعالیت اشتغال دارند که کرونا فعالیت تمامی آن‌ها را در چیزی حدود بیست و پنج هزار مسجد ایران به تعطیلی کشانده است. جدای از این، نماز جمعه‌ها نیز همه تعطیل شده‌اند. در دو هزار و صد نقطه از شهرهای کشور نماز جمعه برگزار می‌شد که امامان جمعه همگی تشخیص دادند تا به منظور گریز از مرگ به تعطیلی کسب و کار خود رضایت بدهند.

این روزها اصطلاح دورکاری را برای بسیاری از کارمندان باب کرده‌اند. راهکاری که بر طبق آن کارمندان می‌توانند در خانه‌ها باقی بمانند و کار اداری خود را از راه فضای مجازی به پیش ببرند. اما امامان جمعه و جماعت چندان هم لازم نیست کار خود را از راه دورکاری دنبال کنند. چون چنین حرفه‌ای را هرگز نمی‌توانند از راه دورکاری به پیش ببرند. شاید هم روزی و روزگاری بتوانند از طریق ویدئو کنفرانس بر این مشکل چیره گردند. به طبع چنین راهکاری سرانجام به صدور فتوایی از سوی “حضرات آیات عظام” نیاز خواهد داشت.

جمکران ضد عفونی می‌شود

جمکران ضد عفونی می‌شود

جدای از این، به همراه تعطیلی آستان‌های مقدس کوچک و بزرگ، “بقاع متبرکه” را نیز در سرتاسر کشور بسته‌اند. زایران را از کار خود برای زیارت و حاجت گرفتن بازداشته‌اند و خادمان حرم هم همگی راه خود را در پستوهای خانه‌هایشان گم کرده‌اند. حاجت‌جویی و حاجت گرفتن را نیز تا اطلاع بعدی به تعطیلی کشانده‌اند تا شاید همگی از آسیب‌های ویروس کرنا در امان بمانند. جمکران را هم تعطیل کرده‌اند و همراه با چنین تصمیمی ارتباط “آقا” را با پیروانش نادیده می‌گیرند. دیگر کسی برای سلامتی یا بازگشت “آقا” دعا نمی‌کند. ولی تا حالا این بحث را پیش نکشیده‌اند که آیا کرونا خواهد توانست وجود مبارک آقا را نیز تهدید کند؟

مردم دارند کم‌کم چشمانشان را بر واقعیت‌های موجود دین دولتی جمهوری اسلامی باز می‌کنند. بی‌اعتمادی به آسمان هیچ وقت بین مردم تا به این حد بالا نگرفته بود.

  کسی چنین موضوعی را در خواب هم نمی‌دید که روزی و روزگاری در این کشور، ضمن مدارا و آرامش امامزاده‌ها بسته باقی بمانند. حتا مهم‌تر از آن نمازهای جمعه و جماعت تا مدت‌ها طرد شود. مگر کسی باور می‌کرد که روزی در ایرانِ جمهوری اسلامی، باز کردن مسجد و هیأت تقبیح گردد. انگار اینک اسطوره‌های آخرالزمانی را در فضای دینی ایران به نمایش می‌گذارند. بلا و مصیبت تا به آنجا بالا می‌گیرد که برای همیشه “پیامبران گرسنه از وعده‌گاه الهی” خویش گریخته‌اند. همگی از مرگ می‌گریزند و سپس در پستویی ایمن از خانه‌های خود پناه می‌گیرند. در این بین قهرمانی نیست که بتواند از بلای آخرالزمانی کرونا پیشگیری به عمل آورد.

 پس تکلیف دعا و نماز جماعت چه می‌شود؟ هرگز “آقایان” در جایی از رساله‌ی خود نگفته‌اند که می‌توان با بهانه کردن بلاهای آسمانی یا زمینی واجبات دین را هم به فراموشی سپرد. ولی قدرت کرونا تا به حدی بالا گرفته است که همگی کارکرد معجزه‌آمیز آسمان را امری بی‌ارزش و ناچیز می‌شمارند. باورمندانِ به دین هم نسخه‌هایی زمینی برای آسیب‌هایی از این دست می‌پیچند. آسمان دارد کم‌کم نقش خود را در گشایش کار مردم نادیده می‌گیرد. چون مردم به رأی‌العین می‌بینند که دیگر کاری از او ساخته نیست.

آیت‌الله‌ها، امامان جمعه و جماعت، مداحان، متولیان حرم و خادمان “بقاع متبرکه” همگی از وعده‌گاه الهی خود گریخته‌اند تا شاید بتوانند از دام مرگی حتمی و فوری بگریزند. ادعای بی‌پشتوانه‌ی همگی در همین مهلکه‌ی واقعی است که رنگ می‌بازد. مخمصه‌ای که نه طب‌الرضا و نه طب‌الصادق هیچ کدام نمی‌توانند در چیرگی بر آن نسخه‌ای مناسب بپیچند. حتا مفاتیح‌الجنان هم پای خود را از چاره‌گری در این مخمصه‌ی مرگ‌آفرین کنار می‌کشد. خاصیت سوره‌ها و آیه‌ها را نیز انگار از آن‌ها گرفته‌اند. بدون تردید درهای آسمان را برای همیشه بسته‌اند یا شاید از همان آغاز هرگز آسمانی در کار نبوده است تا مبادا روزی درهایش به روی مردم باز بماند. یعنی همه‌ چیز از همان آغاز تا پایان ماجرا به تمامی کشک بود و کسی از آن خبر نداشت.

مردم از قرنطینه شدن اسلام دولتی سود می‌برند. در شرایط کرونایی شدن کشور مزاحمت اسلام برای کاهش می‌پذیرد، چون اسلام هم از ترس کرونا به پستوهایی از قرنطینه‌ی فردی خزیده است. آیا اسلام دوباره از این قرنطینه‌ی فردی سر برمی‌آورد؟ مردم چنین نمی‌خواهند اما باید دید که در این نبرد سرآخر پیروزی را به پای چه کسی خواهند نوشت.

 مردم دارند کم‌کم چشمانشان را بر واقعیت‌های موجود دین دولتی جمهوری اسلامی باز می‌کنند. بی‌اعتمادی به آسمان هیچ وقت بین مردم تا به این حد بالا نگرفته بود. آنان که از پیش فقیه و دین دولتی جمهوری اسلامی را تجربه کرده بودند بنا به آزمونی همگانی کم‌کم دورش را خط کشیدند. اما اکنون نماز جمعه، امامزاده‌ها و از همه مهم‌تر مسجد و منبر هم دارند از کارکردهای اجتماعی خودشان پا پس می‌کشند. به عبارتی روشن و درست، بودن و یا نبودن آن‌ها نمی‌تواند چیزی بر زندگی مردم بیفزاید و یا چیزی از گذران آنان بکاهد. همراه با آموزه‌هایی از این دست، مردم هم می‌پذیرند که نقش دین را در جامعه به “صفر” کاهش بدهند. ولی موضوع به آنجا بازمی‌گردد که همین “صفر” ناقابل، سال‌ها است که همه ساله میلیاردها تومان هزینه روی دست مردم گذاشته است.

 در چنین فضایی است که راهکارهای زمینی و تجربی برای دفع آسیب‌های بهداشتی یا اجتماعی ضرورت می‌پذیرد. حتا “بقاع متبرکه” هم با محلول‌هایی بهداشتی ضد عفونی می‌گردند. آن‌ها نیز پذیرفته‌اند که بر خلاف باوری عمومی قداست خود را دیگر از دست داده‌اند. چون پیدایی ویروس کرونا، هرگز این قداست خودساخته را به رسمیت نمی‌شناسد. امامزاده‌ها بنا به آزمونی امروزی از کارکرد تاریخی ولی موهوم خود بازمانده‌اند. همچنان که آن‌ها نیز به همراه مردم عادی برای دوام و بقای خود، راهکارهای زمینی را مغتنم می‌شمارند. اینجا است که فقط کارکرد ماسک، دستکش، الکل، کلر و انواع ترکیبات ضد عفونی کننده‌ی شیمیایی مشروعیت می‌پذیرد. مردم هم به جای طب‌الرضا، طب‌الصادق و مفاتیح‌الجنان به دنبال الکل و مواد ضد عفونی کننده راه افتاده‌اند. حتا این مواد امروزه در نگاه بسیاری از متولیان و خادمان مسجد و امامزاده نیز قداست می‌یابد. واژه‌ی “مقدس” ضمن تجربه و آزمون دارد تعریف جدیدی از خود پس می‌دهد. آنوقت مقدس‌های دیروزی از محک تجربه می‌گریزد و فقط پدیده‌هایی در هستیِ آدم‌ها تاب می‌آورند که می‌توانند با تجربه‌هایی امروزی سازگار باقی بمانند. در همین فرآیند است که خواب توهم از چشمان مردم هم می‌گریزد.

 لازم نیست کسی یا کسانی تاریخ را بتازانند بل‌که به تجربه‌هایی امروزی نیاز است که مردم خوابزدگی تاریخی خود را برای همیشه وابگذارند. همگی به دنبال ماسک، الکل، دستکش و مواد شوینده می‌گردند. آیت‌الله‌ها هم نیاز خود را به این بسته‌های بهداشتی کتمان نمی‌کنند. آنان هم ضمن تجریه آموخته‌اند که در این بازار مهلکه‌آمیز هرگز کاری از آسمان موهوم آنان ساخته نیست. با این همه دست از حمایت آسمان برنمی‌دارند. چون گذران اشرافی و انگل‌مآبانه‌ی خود را تنها از این راه ممکن و شدنی می‌بینند.

 در شبکه‌های اجتماعی گزارش‌هایی انعکاس یافته است که گویا بسیاری از آیت‌الله‌ها و مدیران ارشد حکومت را در کیش قرنطینه کرده‌اند. ولی خیلی زود اخباری رسانه‌ای شد که گویا در آنجا نیز بسیاری از فراریان به چنگال این ویروس “منحوس” گرفتار شده‌اند.

 از سویی برنامه‌ی جاری و روزانه‌ی “رهبر معظم” را لغو کرده‌اند. دیگر کسی نیست که سیلی و مشت محکم بر دهان امریکا و اسراییل بکوبد. مظنه‌ی سوراخ موش تا چندین و چند برابر بالا کشیده‌ است. همه از ترس مرگ، شلوار خود را به کثافت می‌کشانند. در آشفته‌بازاری که کرونا فراهم می‌بیند کسی از آیت‌الله‌های نظام حاضر نیست که دعوت حق را لبیک بگوید و به زیارت او بشتابد. غم مرگ رمقی برایشان باقی نمی‌گذارد.

 همگی اسلام را در تنهایی‌اش قرنطینه کرده‌اند تا شاید با همین ترفند زمینه‌هایی برای رهایی‌شان از دست کرونا آماده گردد. برای بقا و ماندگاری خود، کار و بار پررونق اسلام دولتی را به تعطیلی کشانده‌اند. کسی از ایشان دیگر به اسلام نمی‌اندیشد و همه غم سلامتی خود را در دل می‌پرورانند. آخر در مخمصه‌ی ویروس کرونا اسلام به چه کارشان می‌آید؟

مردم از قرنطینه شدن اسلام دولتی سود می‌برند. در شرایط کرونایی شدن کشور مزاحمت اسلام برای کاهش می‌پذیرد، چون اسلام هم از ترس کرونا به پستوهایی از قرنطینه‌ی فردی خزیده است. آیا اسلام دوباره از این قرنطینه‌ی فردی سر برمی‌آورد؟ مردم چنین نمی‌خواهند اما باید دید که در این نبرد سرآخر پیروزی را به پای چه کسی خواهند نوشت.

از همین نویسنده

آیا مشکل با سمپاشی حل می‌شود؟

Share





منبع خبر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *