آبجوسازی متروکه ایی که بعد از چهل و یک سال فراموشی به داد مردم می رسد

به اشتراک گذاشتن



۱۸ دقیقه

ماهرخ غلامحسین پور

فقط کرونا می توانست آبجوسازی شمس را از یک خشم چهل و یک ساله نجات بدهد. تلویزیون خبر راه اندازی دوباره اش را تکرار کرد. واردات الکل کفاف مصرف مردمی را نمی دهد که در بحران کرونا گیر افتاده اند و دولت در راستای تولید الکل داخلی، چرخ های زنگ زده و سوخته آبجوسازی شمس را که روزگاری درباب صنعت آبجوسازی در کل خاورمیانه شهره بود از نو به راه انداخته است.

آبجوسازی شمس توسط متخصصان بلژیکی در زمینی به مساحت یک و شش دهم هکتار و به روشی کاملا سنتی و  زیر زمینی طراحی شده بود. آبجوها در سردابه های خنک بنا و در محلی تاریک و دور از دسترس نور فرآوری می شدند و در فضای همان حوضچه ها به مرحله تخمیر و بسته بندی می رسیدند.

سردابه ها معماری غریبی داشتند اما از آن مازوت ها و قنات ها که بیش از ۲۵ رشته قنات می شدند به همراه زنبورک هایی که توسط مهندسان بلژیکی روی دیوار آبجوسازی تعبیه شده بودند تا به طور کامل رطوبت را از فضا بزداید و نمونه پر راز و رمز معماری سنتی و در نوع خود بی نظیر بود هیچ باقی نمانده است.

کارخانه شمس یک سیستم و بسته کامل بود. حتی بخش شیشه گری و تولید بطری هم داشت. همان جا شیشه های تولید همان چهاردیواری پر می شد و همان جا نیز بسته بندی می شد.

 

 

آن سردابه های به قول روزنامه همهشری باقیمانده از کارخانه «اسمش را نبر» تاریخ شگفت و پرپیچ و خمی داشت که بی مهری بسیار دید.   

یک بار و پیش از وقوع انقلاب یک کارگر لاابالی بخش بسته بندی که حوالی انبار کارتون های موجود در کارخانه تردد می کرد ته سیگارش را زمین انداخت و باعث شعله ور شدن کارخانه شد. آتش به مدت چهار ساعت متوالی شعله می کشید و سرانجام به همت ماموران ایستگاه هشت و یک آتش نشانی تهران مهار و پس از آن بخش های سوخته مرمت شد.

دور تا دور کارخانه آبجوسازی شمس را که انتهای کوچه خواجوی و در مرکز محله «سلامت» واقع شده بود دیوارهای آجری بلندی احاطه کرده بود  که بین آن محل مرموز وساکنین خانه های دور و بر فاصله می انداخت. همسایگان آبجوسازی شمس، اغلبشان  از اقلیت مسیحی یا ارمنی تهران بودند و هم آنها هم کمک می کردند تا چرخ های کارخانه بچرخد و دود آبی رنگی بلند بشود رو به آسمان.  

در مورد سرمایه گذار اصلی آبجوسازی روایت های متفاوتی ذکر شده است. گروهی می گویند کارخانه متعلق به شمس پهلوی بود و عده دیگری آنجا را  زیر مجموعه «کارخانه های ارمنیان ایران» و تحت نظارت اداره دارایی آن روزگار می دانند که از سال ۱۳۱۰ به تولید یکی از محبوب ترین محصولات داخلی می پرداخت.

 

 هر آبجوی شمس به مبلغ ۱۵ ریال آن روزها به دست مشتریان داخلی می رسید و البته مقادیر قابل توجهی از تولیداتش به کشورهای همسایه صادر می شد.

 آن روزها محل آبجوسازی دور از شهر بود. گفته می شود این منطقه از آن بابت انتخاب شده بود تا احساسات برخی مردم متعصب و مذهبی را نیازآرد و در عین حال بوی نامطبوع تخمیر جو به مشام شهر و شهروندانش آزار نرساند.

   بعد از چهاردهه  و وقتی که انقلاب شد مردمی که آن روزها رادیکالترین رفتارهای خشونت بار را از خودشان نشان دادند، کارخانه آبجوسازی شمس را در شعله های آتش خشم خودشان سوزاندند. ساعت دو بعد از ظهر بود دیوارهای آجری بلند کارخانه شروع به سوختن کرد و دود آبی رنگ اتاقکی که تفاله جو را می سوزاند با دود سیاه رنگ ناشی از آتش سوزی عمدی رو به آسمان در هم تنیده شد.

دیماه ۱۳۷۱ شهرداری تهران مصمم شد در محل کارخانه یک موزه تهران شناسی راه اندازی کند. بودجه های مربوط به این تغییر کاربری هرگز استفاده نشدند و سال ۱۳۷۸ آثار باقیمانده از کارخانه آبجوسازی شمس که سالهای متوالی مخروبه باقی مانده بود و می توانست بازسازی شده و  بخشی از میراث فرهنگی  و تاریخ گویای معاصر باشد، در هم کوبیده شده و تبدیل به فرهنگسرایی به نام فرهنگسرای انقلاب اسلامی شد.

هیچ سند و مدرکی وجود ندارد که نشان بدهد تکلیف سردابه های تاریخی که قریب به ۱۲ متر زیر زمین ساخته شده بود چه شد؟ زنبورک های روی دیوار که رطوبت ها را می زدودند و آن معماری بی نظیر آیا به طور کامل تخریب شد یا اینکه رویش را بستند و فرهنگسرا را بر فراز آن بنا کردند؟ گفته شده است مدتی موزه «هنر زمان» در این سردابه ها بنا شد و بعد هم به علت مشکلات مربوط به تهویه هوا آن را بستند.

آنچه می دانیم آن است که دست تاراج انقلابی های خشمگین روز دهم بهمن ماه ۱۳۵۷ این ساختمان آجری مجهز را به خاکستر بدل کرد و تا مدتها محل آبجوسازی به زمین سوخته بایری بدل شد که گاهی پذیرای درراه ماندگان و بی خانمان ها بود و همان زمین بایر سوخته سنگ بنای جایی شد که همان انقلابی ها اسمش را گذاشتند فرهنگسرا.

سال ۱۳۸۰ بود که کارخانه تولید ماشعیر بدون الکل در منطقه شهریار و باغستان راه اندازی شد. برخی منابع می نویسند کارخانه آبجوی فاقد الکل در واقع ادامه همان کارخانه آبجوسازی شمس است که البته نگارنده حتی با تلاش بسیار متوجه ربط این دو کارخانه تولیدی با همدیگر نشدم. چون هم سازندگان و هم محل احداث و هم سرمایه گذاران هر دو با هم دیگر متفاوتند.

 علاوه بر آبجوسازی شمس ، کارخانه های دیگری همچون تولید شراب خیام ارومیه و آبجوسازی آرگو واقع در خیابان کوشک ، حوالی میدان فرودسی هم آن روزها فعالیت می کردند و بعد از وقوع انقلاب مورد خشم و غضب عمومی قرار گرفتند.

سرنوشت آبجوسازی آرگو که آن هم متعلق به روزگار پهلوی اول است بی شباهت به آبجوسازی شمس نیست و قصه ایی دارد پر آب و چشم. ساختمان متروکه آن نبش کوچه بهداشت ، خیابان سروش الدین تقوی و در  یکی از شلوغ ترین محله های تهران قرار دارد. ساختمانی که می گویند جزو املاک ارباب جمشید جمشیدیان از ملاکان و بازرگانان به نام عصر قاجاریه بوده که بعد از ورشکستگی  ، به جای بدهی او به بانک شاهی سپرده شده و بعد از انقلاب به تملک شهرداری درآمده است.

 

این ساختمان تقریبا صد ساله که مدت چهل سال متروکه بوده  به این دلیل از دست انقلابیون عصبانی در امان ماند که همان سالهای قبل از انقلاب با شکایت یکی از همسایگانش که تیمسار به نامی بود به تعطیلی کشیده شده و متروکه ماند تا اینکه در سال های اخیر توسط بنیاد پژمان خریداری شده  و مورد احیا و بازسازی قرار گرفت و چند نمایشگاه آثار نقاشی هنرمندان ایرانی و خارجی نیز در آن برگزار شد.

سالهای طولانی صورت مسیله کارخانه های تولید الکل از عرصه چهره شهر پاک شدند تا جای خودشان را به زیرزمین ها و مناسبت های غیر قانونی بدهند . اقدامی که مصرف کنندگان الکل خوراکی را واداشت تا متوسل به توزیع کنندگان غیر قانونی بشوند و در غیبت سیستم نظارت و بازرسی، بازار گرانفروشی، تقلب و حتی جنایت های پنهان و خاموشی رونق گرفت که هر ساله آمار قابل توجهی مرگ بی شمار و غیر قابل پیگیری به همراه دارد.

بعد از آن همه سال و آن همه تاریخ نادیده گرفته شده، سوخته و تخریب شده، حالا روز هیجدهم اسفندماه امسال موج کرونا باعث شد نام آبجوسازی شمس از اعماق خاطره ها به سطح بیاید.  دولت دستور داد کارخانه شمس با هدف تولید الکل ۹۹ درصد از نو راه اندازی شود.

 

 



منبع خبر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *