ادبیات ایران در سال ۱۳۹۸؛ فیل در تاریکی، کرونا در خاموشی


ایران

Image caption

برخی معتقدند که این رمان مهم‌ترین رمان‌ پلیسی ایران است که ۴۰ سال پیش در بحبوحه‌ انقلاب و وقایع پس از آن به فراموشی سپرده شد

کارنامه ادبیات ایران در سال ۱۳۹۸ را اگر بتوان خلاصه کرد، مزه تلخ اتفاق‌های ناگوارش پس از شیرینی لحظه‌ای برخی رویدادها همچنان باقی می‌ماند؛ شدیدتر شدن سانسور برای ادبیات فارسی معاصر و حتی آثار نویسندگان خارجی، محدودیت‌های بیشتر برای کانون نویسندگان، جشنواره‌های بی‌رونق دولتی، اشباع بازار از ترجمه‌هایی که کیفیت‌شان مورد تردید است و …، همه اینها سالی را ساخت که به غیر از چند کتاب معدود، ارزش چندانی به ادبیات و نشر کتاب ایران نیفزود.

سانسور پابرجا، سیل ترجمه‌ها و گرانی کتاب

بلقیس سلیمانی، داستان‌نویس، درباره کارنامه ادبیات ایران در سال ۹۸ گفته که در این سال، همچنان ادبیات خارجی مورد استقبال قرار ‌گرفت و ادبیات داخلی نیز “سانسور همچنان پابرجا و قوی” بود.

او در گفت‌وگو با ایسنا، با اشاره به اتفاقات تلخ سال ۹۸، فضای کلی ایران در این سال را در کل “ناامیدکننده، پرالتهاب و پراسترس” توصیف و تاکید کرد: “ادبیات هم تابعی از اجتماع است و می‌توان گفت فضای ادبیات هم ناامیدکننده‌ بود.”

سانسور در سال‌ها و دهه‌های گذشته، قصه تکراری ادبیات ایران بوده، اما این تکرار موجب نشده که دست‌کم بخشی از نویسندگان و شاعران ایرانی به آن عادت کنند.

این نویسنده برای تأکید بر وجود نگرانی‌ها از اعمال سانسور گفت: “برخی از نویسندگان کتاب‌های‌شان را در خارج از ایران منتشر می‌کنند یا ترجیح می‌دهند در فضای مجازی منتشر کنند، برخی هم از خیر چاپ کتاب‌شان می‌گذرند.”

به سانسور و یکه‌تازی ترجمه‌های نه چندان باکیفیت ادبیات خارجی، باید مسائلی چون گرانی کاغذ و به دنبال آن، گرانی کتاب و در نتیجه کم شدن توانایی علاقه‌مندان به کتاب برای خرید کتاب را هم اضافه کرد.

خیلی‌ها معتقدند که با بحرانی‌تر شدن وضعیت اقتصادی مردم، اولین چیزی که از سبد خرید مردم حذف می‌شود، کتاب است.

اما مهم‌ترین اتفاق‌های ادبیات ایران در سال ۱۳۹۸ چه بود؟

تجدید چاپ فیل در تاریکی، پس از چهل سال

یکی از اتفاق‌های مهم سال ۱۳۹۸ در حوزه ادبیات ایران، انتشار دوباره رمان “فیل در تاریکی” نوشته قاسم هاشمی‌نژاد از سوی انتشارات هرمس همزمان با برگزاری نمایشگاه کتاب تهران در اردیبهشت‌ماه بود. این رمان اولین بار سال ۱۳۵۸ منتشر شد و دیگر هرگز به چاپ مجدد نرسید.

رمان پلیسی “فیل در تاریکی” درباره وضعیت حاکم بر جامعه ایران در دهه ۱۳۵۰ است. حسن میرعابدینی درباره این رمان نوشته است: “هاشمی‌نژاد خشونت را به عنوان جزئی لاینفک از جامعه ناایمن امروز می‌نمایاند. او همچنین موفق می‌شود خشونت را با احساس شاعرانه‌ای درباره زندگی و مرگ درآمیزد و بنیان پوسیده یک دوران «رفاه و افتخار» را به نمایش بگذارد.”

برخی معتقدند که این رمان مهم‌ترین رمان‌ پلیسی ایران است که ۴۰ سال پیش در بحبوحه‌ انقلاب و وقایع پس از آن به فراموشی سپرده شد.

حق نشر عکس
PERSIANDUTCHNETWORK

Image caption

برای خوانندگان ادبیات کلاسیک ایران نیز انتشار تذکره الاولیای عطار نیشابوری به تصحیح محمدرضا شفیعی کدکنی از سوی نشر سخن، یکی از اتفاقات ادبی سال ۹۸ بود

تذکره الاولیا به تصحیح شفیعی کدکنی

برای خوانندگان ادبیات کلاسیک ایران نیز انتشار تذکره الاولیای عطار نیشابوری به تصحیح محمدرضا شفیعی کدکنی از سوی نشر سخن، یکی از اتفاقات ادبی سال ۹۸ بود. این کتاب نیز همزمان با نمایشگاه کتاب تهران به چاپ رسید و فروش نسبتا خوبی داشت.

خود شفیعی کدکنی درباره این کتاب نوشته است: “نمی‌خواهم بگویم در مورد تذکره‌اولیا شق‌القمر کرده‌ام ولی حدود پنجاه سال، یکی از دغدغه‌های عمرم گردآوری نسخه‌های کهن و اصیل تذکره، حدود چهل نسخه، بوده است و سال‌ها و سال‌ها آن را در دانشگاه تهران تدریس کرده‌ام و حدود سی سال سرگرم تصحیح و آماده‌سازی آن بوده‌ام.”

این شاعر و استاد ادبیات فارسی دانشگاه تهران تاکید کرده که در این کتاب “کوشیده‌ام تمام منابع موجود و محتمل فارسی و عربی خطی و چاپی را درباره این اثر، از سراسر جهان، به دست آورم و در تمام “مولکول‌های معنی‌دار” آن تامل کنم و هرگاه اندک تردیدی روی نمود تمام منابع گفتار عطار و سرچشمه‌های آن را در آثار بیشمار پیشینیان او مورد جستجو قرار دهم.”

از ورود محمدرضا شفیعی کدکنی به دانشگاه تهران جلوگیری شد

انتشار ناتمام «اولیس» در ایران و نسخه کامل «یولیسز» در خارج

یکی دیگر از کتاب‌های مهمی که در نمایشگاه کتاب امسال روانه بازار نشر شد، بخشی از رمان مهم «اولیس» نوشته جیمز جویس، نویسنده بزرگ ایرلندی است که سال‌ها در ایران ممنوع بود. این برای اولین بار است که ترجمه این کتاب مهم ادبیات جهان در ایران منتشر می‌شود.

در حالی منوچهر بدیعی، مترجم سرشناس ایرانی، این رمان را به تمامی ترجمه کرده ولی هنوز این ترجمه منتشر نشده، انتشارات مانیا هنر، قسمت آغازین این رمان را در قالب «جلد اول» با ترجمه فرید قدمی به چاپ رساند. در حالی که قرار بود جلد دوم و پایانی این رمان در اواخر تابستان منتشر شود، هنوز این اتفاق نیفتاده است.

اما خوشبختانه، نسخه کامل و بدون سانسور این رمان در خارج از ایران، با تلفظ انگلیسی عنوان رمان، یعنی “یولیسز” (این رمان بیشتر با تلفظ فرانسوی ‘اولیس’ در ایران معروف است) و با ترجمه اکرم پدرام‌نیا منتشر شد و به صورت رایگان در دسترس علاقه‌مندان فارسی‌زبان ادبیات جهان قرار گرفت.

صد سال ترجمه در ایران: از ‘مسخ’ هدایت تا سانسور ‘اولیس’

حق نشر عکس
Getty Images

Image caption

نوح هراری: “حکومت ایران از تحقیق علمی آزاد می‌هراسد. اما من امیدوارم که مردم ایران راه‌های به دست آوردن دانش را بیابند و نظرات خود را بیان کنند.”

ممنوعیت انتشار آثار یووال نوح هراری و الیف شافاک

ممنوعیت کتاب، حتی پس از انتشار نیز در ایران به یک امر عادی تبدیل شده. اما در سالی که گذشت ممنوعیت انتشار آثار یک نویسنده اسرائیلی جنجالی شد.

روز دوشنبه ۲۰ آبان، رسانه‌های ایران به نقل از اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران، خبر دادند که خرید و فروش کتاب‌های یووال نوح هراری در کتابفروشی‌ها ممنوع است.

کتاب “انسان خردمند” را نشر نو در تابستان ۹۶ منتشر کرد و در کمتر از یک سال ۱۲ بار تجدید چاپ شد. دیگر کتاب‌های هراری نیز مدتی بود که در ایران به چاپ رسیده و حتی در بازار فروش کتاب ایران نیز جایگاه خوبی را به دست آورده بود.

این نویسنده خودش درباره این اتفاق گفت: “حکومت ایران از تحقیق علمی آزاد می‌هراسد. اما من امیدوارم که مردم ایران راه‌های به دست آوردن دانش را بیابند و نظرات خود را بیان کنند.”

کمی پیش از آن نیز برخی از کتاب‌های الیف شافاک، یک نویسنده ترکیه‌ای در ایران ممنوع شد. یکی از کتاب‌های شافاک در ایران پرفروش شد و یکی دیگر از کتاب‌هایش نیز نامزد جایزه بوکر امسال بود.

یووال نوح هراری و ‘آغاز زندگی مخفی در ایران’

انتشار کتاب یک پناهنده در وطنش

انتشار کتاب بهروز بوچانی، پناهنده کرد ایرانی در وطنی که آن را ترک کرده، یکی از اتفاقات سال ۹۸ بود.

بوچانی که بیش از شش سال را در بازداشتگاه پناهجویان در جزیره مانوس در پاپوآ گینه‌نو گذراند، با نوشتن رمانی با عنوان “هیچ دوستی جز کوه‌ها” که یادداشت‌های او در این دوره بود، توانست جوایز معتبر متعددی از جمله گرانبهاترین جایزه ادبی استرالیا را از آن خود کند. این کتاب پس از این که به زبان‌های مختلف ترجمه شد، در ایران هم به چاپ رسید.

بوچانی چند ماه پیش، پس از سال‌ها، بالاخره جزیره مانوس را ترک کرد و وارد نیوزیلند شد.

او خود گفته است: “این کتاب تلاشی برای توصیف زندگی در مانوس با زبان ادبی است و پیامدهای سیاسی‌اش می‌تواند حاشیه آن قلمداد شود. این کار محصولی ادبی است که توصیف‌گر رنج برهنه انسان است با همه تلخی‌ها و شیرینی‌هایش و محصول پنج سال زندگی یک تبعیدی و تجربه‌ای وحشتناک در یک زندان دور افتاده در جزیره مانوس. عنوان کتاب آشکارا اشاره دارد به زندگی انسان کُرد و فرهنگ و تاریخ پر از تراژدی مردم کردستان که یکی از لایه‌های اصلی این کتاب است.”

تقلیل آدم‌ها به شماره؛ ‘هیچ دوستی جز کوه‌ها: نوشته‌ای از زندان مانوس’

اهدای جایزه کتاب سال به محکوم دادگاه میکونوس

اما این فقط جایزه شعر فجر نبود که جنجالی شده بود. اهدای جایزه دولتی کتاب سال جمهوری اسلامی ایران در بخش مستندنگاری از سوی حسن روحانی به کتاب “نقاشی قهوه‌خانه‌”، شامل خاطرات کاظم دارابی، تحقیق و نوشته محسن کاظمی خبرساز شد.

دارابی در پرونده ترور مخالفان جمهوری اسلامی در رستوران میکونوس برلین، از سوی دستگاه قضایی آلمان به اتهام “تهیه مقدمات ترور” به پانزده سال زندان محکوم شد و او پس از گذراندن دوران محکومیت خود به ایران بازگشت.

صادق شرفکندی دبیرکل حزب دموکرات کردستان ایران، فتاح عبدی، نماینده حزب در اروپا، همایون اردلان،‌ نماینده حزب در آلمان و نوری دهکردی (نورالله محمدپور) مترجم حزب در این حمله تروریستی کشته شدند.

عنوان این کتاب برگرفته از سخنان علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران درباره پرونده این ترور است. او گفته بود: “در همین دادگاهی که در آلمان برای قضایای قهوه‌خانه‌ای تشکیل شده، آمدند، مسائل را سرهم بندی کردند و به خیال خودشان خیمه‌شب‌بازی‌ای پرداختند.”

Image caption

از میان ترجمه‌های ادبی کلانتریان، ترجمه “سیمای زنی در میان جمع”، نوشته هاینریش بل، نویسنده آلمانی (۱۳۶۲) معروف‌ترین اثر است

درگذشت کلانتریان، مصفا و رییس‌دانا

مرتضی کلانتریان که روز یکشنبه ۱۲ خرداد در ۸۷ سالگی درگذشت، جزو نسل حقوقدانان زباندان، ادیب و روشنفکر بود که با ترجمه‌هایشان، سهم مهمی در آشنایی فارسی‌زبانان با ادبیات جهان دارند. او طی بیش از نیم قرن تلاش حرفه‌ای تلاش داشت پلی میان ادبیات و حقوق و سیاست در ایران برقرار کند.

از میان ترجمه‌های ادبی کلانتریان، ترجمه “سیمای زنی در میان جمع”، نوشته هاینریش بل، نویسنده آلمانی (۱۳۶۲) معروف‌ترین اثر است. همچنین این مترجم آثار داستانی دیگری، مثل “خاطرات یک بچه ناقل” نوشته وامبا (لوئیجی برتلی، نویسنده ایتالیایی) (۱۳۷۵) و “ظرافت جوجه تیغی” اثر موریل باربری (۱۳۸۸) را ترجمه کرد.

همچنین مظاهر مصفا، شاعر، استاد پیشین ادبیات دانشگاه تهران و مصحح متون تاریخی هشتم آبان‌ماه در ٨٧ سالگی در تهران چشم از جهان فرو بست.‏ او یکی از قصیده‌سرایان شاخص ایرانی پس از ملک‌الشعرا بهار به شمار می‌آید. ‏

فریبرز رئیس‌دانا، نویسنده، اقتصاددان و عضو باسابقه کانون نویسندگان ایران، در روزهای آخر سال بر اثر ابتلا به ویروس کرونا در هفتاد و یک سالگی درگذشت.

رئیس‌دانا که اقتصاددانان چپگرای ایران بود، به دلیل مواضع سیاسی‌اش بارها از سوی نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی احضار و بازجویی شده و به زندان افتاده بود. “دم‍وک‍راس‍ی در ب‍راب‍ر ب‍ی‌ع‍دال‍ت‍ی” و “ج‍ه‍ان‍ی‌س‍ازی ق‍ت‍ل ع‍ام اق‍ت‍ص‍ادی” از عناوین کتاب‌های اوست.

مرتضی کلانتریان؛ مترجم حقوقدانان

ممنوعیت دوباره مراسم پوینده و مختاری

امسال وزارت اطلاعات بار دیگر مانع برگزاری مراسم گرامیداشت محمدجعفر پوینده و محمد مختاری، از قربانیان قتل‌های زنجیره‌ای بر سر مزارشان شد.

در حالی که کانون نویسندگان ایران در آذرماه در بیانیه‌ای خبر داد که قصد دارد مراسم گرامی‌داشت مختاری و پوینده را در گورستان امامزاده طاهر کرج برگزار کند، اما بعدا این کانون اعلام کرد که در پی تماس وزارت اطلاعات ناچار به لغو این مراسم شده است.

در اطلاعیه روابط‌عمومی کانون نویسندگان آمده بود که “از وزارت اطلاعات با چند نفر از اعضای هیئت دبیران کانون تماس گرفتند و هشدار دادند که با مراسم اعلام شده، با شدت و خشونت برخورد خواهد شد.”

در جریان این قتل‌ها در سال ۱۳۷۷ چندین روشنفکر و فعال سیاسی منتقد حکومت توسط عوامل وزارت اطلاعات کشته شدند.

حق نشر عکس
SOCIAL MEDIA

Image caption

از سمت راست: رضا خندان مهابادی، کیوان باژن و بکتاش آبتین

زندان برای سه عضو کانون نویسندگان

در سالی که گذشت، دادگاه تجدیدنظر استان تهران سه عضو کانون نویسندگان ایران را مجموعا به ۱۵ سال و شش ماه زندان محکوم کرد. بکتاش آبتین، رضا خندان مهابادی و کیوان باژن به “تبلیغ علیه نظام” و “اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور” متهم شدند.

در آخرین روزهای اسفند، کانون نویسندگان ایران با انتشار بیانیه به احضار این سه عضو خود برای اجرای حکم زندان آنها اعتراض کرد.

کانون این احضار را روانه کردن این سه نویسنده به «قربانگاه» دانست و نوشت: “عزم دستگاه قضایی برای زندانی کردن این سه نویسنده، در این مقطع زمانی که ویروس کرونا به شدت در حال گسترش و قربانی گرفتن است، آیا معنایی جز این دارد که مسئولین امنیتی و قضایی می خواهند منتقدین خود را به قربانگاه بفرستند؟”

سه عضو کانون نویسندگان ایران هر یک به شش سال زندان محکوم شدند

عبور خاموش از از کرونای فرهنگی

شیوع مرگبار ویروس کرونا در ایران، همه ابعاد زندگی ایرانیان از جمله فعالیت‌های فرهنگی آنان را تحت تأثیر قرار داده است.

در همان هفته‌های آغازین که دولت شیوع این ویروس و مرگ و میرهای ناشی از آن را علنی کرد، بسیاری از فعالیت‌های فرهنگی از جمله فعالیت کتابخانه‌ها تعطیل شد. همچنین زمان برگزاری سی‌وسومین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران که معمولا در اردیبهشت‌ماه برگزار می‌شود، دست‌کم برای یک ماه به تعویق افتاد.

بازار نشر کتاب ایران که در حالت عادی هم چندان بدون مشکل نیست، در این شرایط جدید، بحرانی‌تر شده است.

اتحادیه ناشران و کتاب‌فروشان تهران در اطلاعیه این اتحادیه خطاب به وزارت ارشاد نوشت: “بحران کرونا حوزه نشر و کتاب‌فروشان و موزعان را نیز مانند سایر حوزه‌های اقتصادی درگیر کرده اما با توجه به کوچک بودن اقتصاد نشر آسیب‌پذیری می‌تواند خیلی جدی باشد و در صورت نبود عکس‌العمل به‌موقع دچار مشکلات لاینحل شود.”

احمد آرام، نویسنده، درباره وضعیت نویسندگان ایرانی در این شرایط نیز گفته است: “وقتی تاریخ جهان را مطالعه می‌کنیم، در خیلی از کشورها از قرون وسطا تا امروز مصبیت‌هایی شبیه کرونا مثل طاعون و تیفوس همیشه بوده است. اما امروزه در قرن بیست و یکم این اتفاق واقعا حیرت‌انگیز است […] ما الان در شرایطی قرار گرفته‌ایم که باید خیلی مراقب خودمان باشیم، چون تاریخ فردا را آدم‌هایی مثل ما خواهند نوشت، این‌ها دغدغه‌های یک نویسنده است برای فردایی که نمی‌داند به چه شکل خودش را نشان می‌دهد.”

اما اکبر اکسیر، شاعر، شرایط پیش از کرونا را دست‌کمی از شرایط بعد از کرونا نمی‌داند: “نبود مخاطب، گرانی کاغذ و نبود نمایشگاه‌هایی که همیشه بسیار پرسر و صدا بودند، کرونای فرهنگی‌‌ای بود که به طور خاموش گذراندیم.”



منبع خبر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *