رسانه خبری پیامِ ایرانی

کرونا و بحران هویت دینی؛ از شرعیات تا الاهیات


ناظران

با گسترش تهاجمی ویروس کرونا، جامعه دین باوران شاهد دوران جدیدی در بازیابی و بازخوانی هویت دینی خویش خواهند بود. این بحران در جوامع دین مدارتر، و همچنین در نظام های سیاسی مدعی استواری بر پایه های دینی، مثل جامعه ایران، شدیدتر خواهد بود.

سیمپتوم تب لرزه های کرونا فقط پیکر مبتلایان را هدف نخواهد گرفت، بلکه بر پایه ها و ستون های دینداری باورمندان لرزه خواهد افکند. به نظر می رسد، در چنین بحرانی فراگیر، دین باوران با چالش ها و “بحران های دینی چندجانبه” مواجه خواهند شد.

حق نشر عکس
Getty Images

Image caption

شیوع نا بهنگام و پیشبینی نشده ویروس کرونا، شرایط و مسائل جدیدی در بین دین باوران و متشرعان در زمینه مواجهه آنان با مسائل فردی فقهی و شرعی، از قبیل غسل و تیمم اموات، نجاست و طهارت الکل و مواد مرتبطه، پدیدآورد. این مسائل، در حوزه زیست متشرعانه فردی دینداران و تعیین حلال و حرام، واجب و حرام، نجاست و طهارت و… قرار می گرفت

اول- بحران شرعیات:

شیوع نا بهنگام و پیشبینی نشده ویروس کرونا، شرایط و مسائل جدیدی در بین دین باوران و متشرعان در زمینه مواجهه آنان با مسائل فردی فقهی و شرعی، از قبیل غسل و تیمم اموات، نجاست و طهارت الکل و مواد مرتبطه، پدیدآورد. این مسائل، در حوزه زیست متشرعانه فردی دینداران و تعیین حلال و حرام، واجب و حرام، نجاست و طهارت و… قرار می گرفت.

برای آشنایان به مبانی شریعت، قواعد اصلی فقهی در این شرایط اضطراری، روشن بود و تکلیف متشرعین در این شرایط، شبیه سایر شرایط اضطراری و عسر و حرج بود که فقه برای آن جایگزین هایی را مشخص کرده بود، از قبیل تیمم بدل از وضو و یا بدل از غسل، تکفین و تدفین در شرایط اضطراری و… اما اکثریت جامعه متشرعان نیازمند بودند که این مسائل را از زبان فقیهان بشنوند. در مواجهه با این مسائل مستحدثه و جدید، طبیعی بود که متشرعان به فقیهان رجوع می کنند.

فقیهان در پاسخگویی با این شرایط جدید، بر مبنای اصول فقهی مدون، مشکل خاصی نداشتند و توانستند همگام با شرایط جدید، فتاوای مناسبی برای متشرعین و مقلدین بیان کنند. برخی از فتاوا هرچند در ابتدا با تردید و تاخیر بود اما توانست خود را با شرایط جدید انطباق دهد. می توان گفت در این مورد، پس از عبور از دوران غافلگیری اولیه، متشرعان برای زیست شرعی خویش با مشکل خاصی مواجه نشدند.

دوم: بحران مناسکیات

بحران بعدی در مواجهه دین باوران با زیست جمعی مومنانه و در ارتباط با مناسک جمعی و مراسم دینی گروهی، در اندرون جامعه دین باوران بروز پیدا می کند. هرچند عدم برگزاری بسیاری از این مناسک جمعی مثل برگزاری مراسم اعیاد و وفیات مذهبی، نماز جمعه و جماعات، زیارت اماکن مذهبی و…، صدمه ای به شرعیات دینداران وارد نمی کند، ولی این ها “نشانه های هویتی دینداران” می باشد و ترک آن، بسان جدایی از نمادهای هویتی یک گروه است.

البته بعضی از این امور مثل نمازجمعه بر طبق مبانی برخی مسلمانان واجب است ولی ترک آن، شبیه ترک نمازهای روزانه نیست و با تسامح بدان نگریسته می شود.

استثنای دیگری که اکنون به چشم نمی آید مساله حج تمتع است که زمان آن در ماه ذی الحجه، یعنی حدود چهارماه دیگر است. اگر چنانچه بحران ویروس کرونا تا موسم حج ادامه داشته باشد، طبیعی است که حج نیز بسان بحرانی مناسکی جلوه خواهد کرد. حج از عباداتی تلقی می شود که دارای دو جنبه اعمال فردی و مناسک جمعی است. اجتماع حاجیان در روزهای خاص در مکان های خاص، جنبه مناسکی جمعی آن را تقویت می کند و اتفاقا به همین دلیل گروهی بودن آن، در حوزه بحران قرار خواهد داشت.

اما در مورد مناسک مورد ابتلای کنونی، می توان گفت که ما شاهد دو نگرش بودیم. در نگرش “بنیادگرایانه”، تجمعات مذهبی از شرور به دور بوده و اماکن مذهبی نیز، مقدس بوده و دارالشفاء تلقی می شدند بنابراین هیچکدام تعطیل بردار نبودند. اما در برابر آن، نگرش “خِردگرایانه” دعوت به پیروی از توصیه های بهداشتی و پزشکی می کرد و نتیجتا اگر بر مبنای آن توصیه ها، مراسم مذهبی گروهی و مکان های مذهبی می بایستی تعطیل می شدند، با تعطیلی آن، مشکلی نداشتند.

در نگرش بنیادگرایانه، دو جریان موازی وجود داشت، یکی جریان سنتی مدعی “طب اسلامی” و دیگری جریان “سیاسی” که با عینک سیاست به این پدیده می نگریست. اکثریت روحانیون جریان سنتی “غیرسیاسی” با تردید و تاخیر اندکی به جریان”خردگرایانه” پیوسته و توصیه های بهداشتی را لازم الاجراء دانستند.

در رأس جریان “بنیادگرایانه سیاسی” می توان از مواضع اولیه رهبر ایران، امامان جمعه قم و مشهد یاد کرد. گرچه هر سه آنان بعدا مواضع خویش را اصلاح کردند.

آقای خامنه ای در نخستین موضعگیری اش در چهارم اسفند ۱۳۹۸ در اظهاراتی با کوچک نشان دادن “ویروس کذایی”، مدعی بزرگنمایی دشمنان برای ضربه زدن به انتخابات مجلس شد و بیان داشت: “شب پنج‌شنبه که جمعه‌اش انتخابات بود، خبر بُروز این ویروس و این بیماری در قم مثلاً داده شد، از سحر پنج‌شنبه شروع کرد تبلیغات کردن که مردم نبادا بروید در صف انتخابات بِایستید”. این بیانات اولیه ایشان را نمی توان یک اظهار نظر فقهی تلقی کرد. او با بیانات فوق، نظر فقهی ارائه نمی کرد، بلکه یک تحلیل سیاسی ارائه می داد که البته گذشت زمان غلط بودن تحلیل را اثبات کرد.

سعیدی تولیت حرم قم در هفتم اسفند ۱۳۹۸ صریحا با تعطیلی حرم مخالفت کرد: “ما این حرم مقدس را دارالشفا می دانیم. دارالشفا یعنی مردم بیایند اینجا و از امراض روحی و جسمی شفا بگیرند؛ بنابراین، باید اینجا باز باشه، باید با قوت مردم بیایند، البته، ما احتیاط را هم شرط می‌دانیم. مسائل بهداشتی را هم رعایت بکنیم.” علم الهدی نیز در خطبه مکتوب نماز جمعه نهم اسفند ۱۳۹۸ با تعطیلی نماز جمعه مخالفت نمود: “برحسب بیانیه‌ای که اعلام شد، اطاعت کرده و نماز جمعه را برگزار نکردیم ضمن اعتقاد به اینکه نماز جمعه فریضه الهی است و در هیچ شرایطی نباید تعطیل شود.”

نکته جالب توجه این که همزمان، برخی از روحانیون حکومتی و منصوب از طرف رهبر ایران، نکات صریحی در تبعیت از دستورهای پزشکی بیان کردند، از قبیل امام جمعه شیراز، که ششم اسفند ۱۳۹۸ اظهار داشت: “چطور آقایان در مسائل شرعی مقلد ما هستند، ما هم در تشخیص راه‌های سلامت برای مقابله با بیماری کرونا مقلد آن‌ها هستیم… اکنون فرماندهی این کار به عهده وزارت بهداشت است و هرچه آن‌ها گفتند ما خدمت آن‌ها هستیم”. بیان این گونه اظهارات از طرف روحانیون و مراجع مردمی و غیر حکومتی، امری طبیعی است ولی بیان آن توسط نمایندگان رهبری، نشان می دهد که موضعگیری نخستین رهبر، یک موضعگیری شرعی در مواجهه با ویروس فوق نبوده است بلکه یک تحلیل سیاسی ناصحیح بوده است.

در مشهد هم، احمد مروی تولیت آستان قدس رضوی در ششم اسفند ۱۳۹۸ اظهار داشت که “در حوزه حرم منور رضوی در زمینه مقابله با ویروس کرونا تابع وزارت بهداشت هستیم… تابع وزارت بهداشت هستیم و در این حوزه نظر و دخالتی نداریم”.

صرفنظر از استثنائاتی که اشاره شد، می توان اظهار داشت که در مجموع، روحانیون از طیف های مختلف، برخوردی نسبتا منطقی و خردمندانه با این بحران داشته اند و جامعه متدینان را به ویژه در رابطه با مناسک جمعی توصیه به رعایت مسائل بهداشتی و دستورات مربوطه نموده اند. تعطیلی نمازهای جمعه و جماعات، و بسته شدن مکان های تجمع مذهبی به ویژه حرم مشهد و قم، هرچند دیر بود ولی نمایانگر تسلیم روحانیت در برابر توصیه های بهداشتی بود.

این بار برخلاف قرون گذشته و به هنگام شیوع بیماری های واگیرداری مثل وبا و طاعون، روحانیون برخورد مناسبتری داشته اند و تسلیم نظرات بهداشتی و پزشکی شده اند.

یکی از دلائل تفاوت برخورد کنونی روحانیون با برخوردشان در سده های پیشین، آگاهی نسبی کنونی و شناخت اجمالی خود روحانیون به علوم جدیده است، یعنی برخلاف عصر وبا و طاعون، روحانیت نیز اگرچه این موجودات را خبیث و شیطان بداند ولی از سویی دیگر با پدیده هایی مثل میکروب و ویروس نیز اجمالا آشنایی دارد. دلیل دوم، وجود فضای مجازی و دسترسی آسان و فوری اطلاعات و تبادل سریع آن، از جمله اطلاعات در مورد آمار مبتلایان و شیوه سایر کشورها در قرنطینه است. شاید دلیل دیگر آن، دست اندرکار بودن خود روحانیت در امر مدیریت کشور است.

شاید اگر همین حادثه در زمان شاه اتفاق افتاده بود ما شاهد مقاومت بیشتری در برابر تعطیلی مناسک و اماکن مذهبی بودیم و روحانیت می توانست تعطیلی این مناسک و اماکن را توطئه رژیم شاه برای تضعیف دین مردم تلقی کند، ولی در عصر حکومت اسلامی، روحانیون در برابر چه کسی مقاومت کنند؟ و تعطیلی مناسک و اماکن مذهبی را به توطئه چه کسی برای تضعیف دین نسبت بدهند؟ البته ویروس را می توانند با طرح اتهام به توطئه آمریکا نسبت بدهند، ولی بالاخره ناچار هستند پاسخگوی مبتلایانی باشند که شهروندان همین کشور هستند، لذا مقاومت در برابر اقدامات پیشگیرایانه فوق معنا ندارد.

تردیدهای کنونی در مورد قرنطینه در کشور، نشان می دهد که این بحران و چگونگی مواجهه با آن در امر قرنطینه، بیش از آن که ناشی از یک امر دینی باشد ناشی از یک بحران مدیریتی و سهل انگاری در اداره کشور است. اگر چنانچه قم به دلیل نفوذ روحانیت قرنطینه نشد، امروز چرا سایر شهرهای کشور قرنطینه نمی شود؟ لذا به نظر می رسد این تردید در تصمیمگیری ناشی از بحران مدیریتی در کشور است.

حق نشر عکس
Getty Images

Image caption

به نظر می رسد ریشه اصلی خشم نسبت به روحانیت و کنایه ها به شهر قم، بروز این ویروس از این شهر نیست، بلکه این حادثه بهانه ای شده است تا مردم به بیان دیدگاه انتقادی خویش به روحانیت بپردازند.

سوم- بحران اجتماعیات:

به نظر، طبیعی می رسد که در پی اینگونه فجایع و آسیب های همگانی، شاهد بروز بحران ها و چالش هایی اجتماعی باشیم. “دین” به شکل انتزاعی و “روحانیت” بسان نمودِ عینی آن، از یک سو به دلیل جایگاه دین و روحانیت در حکومت ایران، در صف مقدم این چالش های اجتماعی قرار دارند، و از سویی دیگر به دلیل بُروز ویروس کرونا از شهر قم، چالش های جدید اجتماعی با روحانیت و شهر قم نیز پدیدار شده و خواهد شد.

هرچند، برخی از متخصصین، بر این باور هستند که چه بسا قم، فقط یکی از منابع شیوع این ویروس بوده است، نه تنها منشاء شیوع آن، ولی در هر صورت منشاء افشاگری آن نیز بوده و به همین دلیل، نگاه و برداشت مشهور همگانی بر این است که قم منشاء گسترش این ویروس بوده است. این برداشت عمومی نیز دلیل مضاعفی بر تشدید چالش اجتماعی با شهر قم و روحانیون ساکن این شهر شده است.

برای مقایسه، رفتار شهروندان ایرانی با قم و روحانیون، کافی است نگاهی اجمالی با واکنش شهروندان فرانسوی به اجتماع کنندگان در گردهمایی و مناسک مذهبی سالیانه در کلیسای پانتکوتیست وابسته به کلیسای پروتستان در شهر مولوز فرانسه، بیندازیم. از فوریه امسال، به مدت یک هفته، حدود دوهزار نفر برای عبادت و روزه و مناسک گردهم آمده بودند. در پی این گردهمایی، علائم بیماری کرونا در شرکت کنندگان مشاهده شد و در همان روزهای نخست یکی از آنان جان باخت. امروز آن منطقه، آلوده ترین منطقه فرانسه است و بیمارستان های آن، امکان پذیرش بیمار جدید کرونایی ندارند.

هرچند گردهمایی فوق، رسما به عنوان یکی از منشاء های مهم گسترش ویروس در فرانسه، شناسایی شد، اما واکنش ویژه ای بین مردم نسبت به این گروه و باورهای ذهنی و ایمانی آنان مشاهده نشد بلکه نگاه مردم و دولت به این تجمع، مثل نگاه به تجمعات در کنسرت موسیقی یا مسابقات ورزشی بود، که ممکن بود چنین حادثه ای رخ بدهد.

اما در ایران، واکنش ها به شیوع ویروس از قم، کاملا متفاوت بوده است. نگاه مردم به روحانیون، و نگاه به شهر قم به عنوان منشاء ویروس، نگاهی غضبناک است. این نکته را به نیکی می توان از طنزهای رایج یا از تندی ها و خشونت های کلامی، به ویژه در فضای مجازی استنباط کرد. روحانیت در ایران، از دید مردم، بخشی از هیات حاکمه محسوب می شود لذا لبه تیز حملات، متوجه آنان می شود، برخلاف فرانسه، که کلیسا و روحانیت، نهادی حاشیه ای محسوب می شود.

به نظر می رسد ریشه اصلی خشم نسبت به روحانیت و کنایه ها به شهر قم، بروز این ویروس از این شهر نیست، بلکه این حادثه بهانه ای شده است تا مردم به بیان دیدگاه انتقادی خویش به روحانیت بپردازند. دیدگاه انتقادی نسبت به دین و روحانیت، ناشی از عملکرد چهل ساله حکومت دینی بوده است. علیرغم این که در گذر تاریخ غالبا روحانیون پناهگاه مردم و فرودستان بودند، اما در چهار دهه اخیر، روحانیت به عنوان همراهان فرادستان، و بلکه بخشی از فرادستان جامعه جلوه کرده است. این انتقادها ناشی از آن عملکرده است. به همین دلیل، برخی همدلی های روحانیون و طلاب در تلاش هایی مثل ضدعفونی کردن شهرها، به چشم نمی آید. البته بدون تردید مداخله نابجای برخی از روحانیون و مدعیان طب اسلامی در امر پزشکی نیز مزید برعلت است و موجب تشدید خشم منتقدان می گردد.

لذا به نظر می رسد این بحران اجتماعی مربوط به کرونا گذرا باشد. البته بحران زیربنایی چالش های اجتماعی با دین و روحانیت همچنان پابرجا خواهد بود، ولی این بحران ها بسان زیر مجموعه ای از “بحران چالش های اجتماعی روحانیت” به معنای عام قرار خواهد گرفت و در همان مجموعه قابل واکاوی است.

چهارم- بحران الاهیات:

بزرگترین بحران دینی پیش رو، در مواجهه دین باوران با باورهای درونی خویش و در “ایمان و باور معنوی” خویش و نگاه به “خداوند” و نقش وی، رابطه “رنج انسان” با “قدرت خداوند” خواهد بود. این “بحران الاهیات”، نه در بخش فقه و شرعیات، بلکه در بخش “کلام” و “تئولوژی” خودنمایی خواهد کرد.

این بحران در بستری تئوری، به پرسشگری در مورد “ایمان” دین باوران خواهد پرداخت و ربطی به فقه و شریعت ندارد. لذا دست فقیهان در این بحران تهی خواهد بود و دین باوران، برای پاسخگویی به فقیهان مراجعه نخواهند کرد، بلکه به میزان ذوق ها و توانایی های شخصی خویش، به جستجو و سیر آفاقی و انفسی خواهند پرداخت.

با هجوم اینگونه فجایع، به همان مقدار که ویروس کرونا گستاخانه تر بر پیکره انسان های بی دفاع معاصر حمله می کند، مساله “شرّ” نیز گستاخانه تر به پایه ها و قواعد کهن دین باوران تهاجم خواهد کرد.

بحران الاهیات، هنوز در دوران نیمه پنهان خویش بسر می برد. نشان ها و “سیمپتوم” این بحران را می توان در شکل خفیف آن در “ادبیات طنز” و در شکل تهاجمی تر، “پاتولوژی” آن را می توان در “هجویات” مشاهده کرد. ما اینک هنوز در آغاز راه قرار داریم. بحران الهیات اگر چه امروز ممکن است به شکل پراکنده و فردی جلوه می کند ولی گمان می رود تهاجمی به پیش خواهد آمد و به شکلی همه گیر و اپیدومیک بُروز پیدا کند و حتی امکان تبدیل به بحرانی فراگیر در جهان دین باوران و تبدیل به وضعیت پاندومیک دارد.

به گمان می آید که در دوران “پساکرونا”، نیز این بحران نه تنها متوقف شود، بلکه تازه فرصتی برای گسترش خواهد پیدا کرد. نقطه اوج این بحران در زمان “پیک” آن، به چالشی رودرو با ایمان و مذهب خواهد پرداخت. و سپس پس از تخلیه آخرین تهاجمات خویش، می تواند به دوران همزیستی و تفاهمی اجمالی میان پرسشگران پرخاشگر با دین باوران بیانجامد.

چنانچه در قرن هجدهم، پس از آن که در زلزله مهیب شهر لیسبون پرتغال بین شصت تا صدهزار نفر یعنی معادل یک سوم ساکنان این شهر کشته شدند و سپس هجوم سونامی و سیل، و بعد از آن، تخریب کامل شهر به دلیل آتش سوزی های پی در پی، واقع شد، از زبانه های آتش لیسبون، این پرسش برآمد که “خداکجاست؟” و با رنج آدمیان؟” همان جا بود که همزمان با پدیداری بحران الاهیات در مسیحیت، “مساله شرّ” مطرح گشت و دریچه باب مباحث “الاهیات شرّ” گشوده شد.

در همان هنگامه بود که ولتر فیلسوف عصر روشنگری، لرزشی عمیق در باورهای دینی خویش احساس کرد. پرسش اساسی وی این بود که خداوند مهربان چگونه ممکن است همو آفریدگار «شرّ» باشد شرّی که این همه تباهی و نابودی به بار می آورد؟ سپس این پاسخ کهن کلیشه ای کلیسا که “این ها ثمره و نتیجه گناهان انسان است” را به سخره گرفت.

فیلسوفان دیگری چون ژان ژاک روسو تلاش کردند تا با ارجاع به “امید” چهره جهان را قابل تحمل تر نشان دهند. اما همین بحران فجایع طبیعی کافی بود زلزله ای در الهیات مسیحیت پدید آورد و متفکران و متألهین مسیحیت و فیلسوفان را به بحث و جدلی عمیق فراخواند. دردهای جدید، درمان های جدید می طلبید.

در جمعبندی این بحران ها، می توان گفت که دین باوران، از بحران نخست “شرعیات” تقریبا عبور کرده اند و از بحران “مناسک” نیز با مقداری تاخیر و تردید اولیه، اجمالا عبور کرده و در برابر مناسک پیش رو مثل حج نیز، فقه و شریعت توانایی عبور دارد.

در بحران “اجتماعیات”، دین باوران اکنون در صحنه چالش قرار دارند. تهاجمات و ترکش های این بحران، چه بسا گستاخانه تر و بی پرواتر شود، ولی در نهایت، این بحران، زیر مجموعه بحران بزرگتر “چالش های اجتماعی دین” می شود و مختص به بحران کرونا نخواهد بود.

بیشتر بخوانید:



منبع خبر

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

This site is protected by reCAPTCHA and the Google Privacy Policy and Terms of Service apply.