ویروس کرونا: بازگشت به خانه‌ والدین

به اشتراک گذاشتن


ایرانحق نشر عکس
JEN

Image caption

ژن و فرزندانش دوران قرنطینه را در کنار والدین سپری می‌کنند

پانزده سال از زمانی که ژن خانه‌ پدر و مادرش را ترک کرد می‌گذرد اما حالا در دوران کرونا، سه نسل زیر یک سقف زندگی می‌کنند.

قرنطینه سبب بازگشت غیرمنتظره اعضای بسیاری از خانواده‌ها به سوی هم شد. از جوانان متخصص که کار و حرفه‌شان را از دست دادند تا کسانی که به قصد یاری بستگان سالخورده به خانه والدین بازگشتند.

چنین تصمیمی برای ژن ۳۷ ساله بسیار دشوار و بدین معنا بود که میان او و فرزندانش و همسرش فاصله می‌افتاد. او به لحاظ سلامت در موقعیت ریسک‌پذیر کووید ۱۹ قرار داشت و همسرش که برای بازرسی مدام به بیمارستان‌ها، زندان‌ها، و خانه‌‌ها حتا در خارج از لندن در رفت و آمد بود، خود می‌توانست در معرض ریسک بیماری باشد. عاقبت پس از دو هفته خودقرنطینگی در خانه به‌ همراه دو فرزندش، در حالیکه همسرش در هتلی ساکن شده بود، ژن تصمیم گرفت به خانه والدینش کوچ کند. جایی نه چندان دور در باکینگهامشایر.

پس از پنج روز اقامت، ژن می‌گوید: در چنین شرایطی همه‌ ما از هر بحث جدی‌ای دوری می‌کنیم. با این که پدر و مادرم به حضور دو بچه در خانه عادت کرده‌اند. پدرم قواعد بامزه‌ای برای نظم و ترتیب خانه تدارک دیده و از بچه‌ها خواسته در خانه کمک کنند، بیش از آن چه که تا حالا انجام می‌داده‌اند. اما خب وقت‌هایی هم هست که با وجود این همه آدم در خانه کلافه و کج‌خلق می‌شویم.

حق نشر عکس
JEN

Image caption

پدر ژن قوانینی برای نظم خانه تدارک دیده است

دوران قرنطینه هم‌چنین باعث تعطیلی دانشگاه‌ها در سراسر کشور شده. در نتیجه بسیاری از دانشجویان به خانه بازگشته‌اند.

کوین که در دانشگاه گرینویچ لندن درس می‌خواند، وقتی زمزمه‌های وقوع قرنطینه را شنید، تصمیم گرفت به خانه‌ مادری‌اش در ایرلند شمالی بازگردد. او نگران بود که پروازها ممکن است به زودی متوقف شوند. نگرانی دیگر او، مسائل مالی بود و می‌توانست با برگشتن به خانه، در پول غذا صرفه‌جویی کند. بازگشت از لندن به سوی خانه‌ای روستایی در ایرلند شمالی تصمیمی سخت بود.

حق نشر عکس
KEVIN MCKENNA

Image caption

کوین و دوستان لندنی‌اش قبل از بازگشت به خانه مادری در ایرلند شمالی

مادر کوین هفتاد سال دارد. بنابراین او خود را در خانه قرنطینه کرده تا ریسک انتقال احتمالی ویروس به مادرش را به حداقل کاهش دهد. او می‌گوید درست است که می‌توانم تلفنی با دوستانم در تماس باشم اما در خانه فقط ما دو نفر هستیم و من که همیشه دور و برم دوستانم را دیده‌ام، احساس تنهایی می‌کنم. بقیه به خانه و نزد برادرها و خواهرانشان بازگشته‌اند در حالی که در این خانه فقط من هستم و مادرم. موضوع ناامیدکننده دیگر، از دست رفتن تمام فعالیت‌های دانشگاه است. سفری به ژاپن برای یک کنفرانس هم کنسل شد. برنامه‌های دیگری هم که کوین برای تعطیلات تابستان تدارک دیده بود همه تعلیق شده‌اند.

آنگوس، ۲۵ ساله هم نتوانست در خانه کوچکش در لندن بماند. او با یکی از دوستانش در آن خانه زندگی می‌کرد اما هم‌خانه‌اش تصمیم گرفت دوران قرنطینه را با دوست‌پسرش سپری کند و آنگوس به ناچار نزد والدینش در حومه منچستر بازگشت. او معترف است که داشتن باغ و باغچه و کسی که کنارت باشد و کارهایت را انجام دهد و لباس‌هایت را بشورد نعمتی است اما در عین حال از دست دادن استقلال موضوعی است که باید فکری برایش کرد. او می‌گوید شرایط عجیب و غریبی است چون در حالی که آزادی‌هایم را به طور کامل از دست نداده‌ام، اما باید کارهایی را انجام دهم که وقتی تنها بودم انجام نمی‌دادم. پیدا کردن زمانی برای خود هم موضوعی شده است. مادر آنگوس می‌خواهد که با او در کلاس‌های آنلاین یوگا شرکت کند و پدرش می‌خواهد وقتی که تماس‌های کاری زیادی دارد، آنگوس سگ را برای گردش بیرون ببرد.

حق نشر عکس
ANGUS QUINN

Image caption

آنگوس و مادرش برای سپری کردن زمان با هم آشپزی می‌کنند

اما به‌هرحال آنگوس از از بودن کنار مادر و پدرش لذت می‌برد. او می‌گوید زیباست چون وقتی فقط برای تعطیلات به خانه می‌آیی، برنامه‌های زیادی در سر داری اما هرگز نمی‌توانی به تمامشان برسی. من و مادرم هردو به پخت و پز علاقه داریم و همیشه می‌گوییم دفعه بعدی که من به خانه آمدم با هم آشپزی می‌کنیم اما هیچ‌وقت این قدر فرصت و زمان نداشته‌ایم. به‌هرحال الان زمان در خانه ماندن و داشتن زمان فراوان برای پختن نان تازه و حل کردن جدول کنار هم است.

حق نشر عکس
STACEY MARCHANT

Image caption

استیسی، مادرش جکی و دخترش لاورن

برای استیسی و دخترش لاورن، نقل مکان به خانه مادر هشتاد ساله‌اش تنها راه ممکن بود. استیسی در اوایل ماه مارس خانه‌شان در لندن را فروخته و در حال نهایی کردن قرارداد خانه جدید بود. وقتی بریتانیا به شرایط قرنطینه رفت، همه کارها متوقف شد و شانس بسیار کمی برای نقل مکان به خانه جدید به این زودی‌ها وجود داشت. حالا آن‌ها همه زیر یک سقف زندگی می‌کنند. استیسی می‌گوید من همیشه خودم کارهای خانه‌ام را انجام می‌دادم و فکر می‌کردم شرایط جدید بسیار سخت خواهد بود. مادرم هم ده سال است که به تنهایی زندگی می‌کند و به راه و روش خودش عادت دارد.

برای دختر پانزده ساله استیسی هم تقسیم کردن یک اتاق با او آسان نبود اما او فعلا مشغول کارهای مدرسه‌اش است. استیسی معتقد است علیرغم شرایط پرفشار فعلی، اما برای او و مادرش این شرایط ، “نعمت در لباس نقمت” است: حالا که کارم در عینک‌فروشی را هم از دست داده‌ام، برای من و مادرم فرصتی است تا کنار هم باشیم.

“شاید این دوران فرصتی است برای همه ما که کمی به هم نزدیک‌تر شویم.”



منبع خبر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *